pajoohaan.ir

مسئله «رهبری امّت در دورة بعد از رسول خدا|» از همان آغاز بعثت و نزول وحی، کم‌وبیش مورد توجه بوده است و حتّی داستان آن شخص که ایمان‌آوردن به آن حضرت را مشروط به این کرد که بعد از آن حضرت رهبری با او باشد، ولی حضرت نپذیرفتند مشهور است.
اصل دیدگاه شیعه در مورد جانشینی پیامبر| مطلبی است که در زمان آن حضرت به دستور خدا و به‌وسیلة شخص پیامبر| به همه مردم اعلام شد و در آن زمان کسی با آن مخالف نکرد، بلکه همه مردم حتّی کسانی که بعدها جریان سقیفه را به وجود آوردند، شادی کردند و ضمن بیعت آن را تبریک گفتند، امّا توطئه‌ها و نقشه‌کشی‌های سرّی را از همان لحظه شروع کردند و تا آنجا پیش رفتند که می‌خواستند پیامبر| را ترور کنند.
بعد از پیامبر| مسئله به‌صورت بحرانی متجلّی شد و مخالفان با شدّت و قساوت فوق‌العاده به اسم مصلحت وارد عمل شدند و با تهدید و جوّسازی، فضایی را به وجود آوردند که در نهایت با برنامه‌ای که پیامبر| اعلام کرده‌ بودند، مخالفت نمودند تا آن‌جا که نسبت به مقام قُدس حضرت زهرا÷ مرتکب اهانت و جسارت شدند و سیر تاریخ مسلمین را از مسیری که پیامبر| معیّن کرده بود، منحرف نمودند.
با خشونت بی‌اندازه‌ای که نشان دادند، حتّی حرمت یگانه فرزند پیامبر را هتک نمودند؛ البتّه در سال‌های اوّل دو تفکر شیعی و سنّی با تدبیری که امیرالمؤمنین‌علی در پیش گرفتند، به‌طور شدید و علنی رودررو قرار نگرفت و فقط مسئله در اذهان آنان که به مشروعیت حکومت می‌اندیشیدند باقی بود و سایرین هم که بی‌تفاوت یا وابسته به حزب حاکم بودند، بحثی از آن به میان نمی‌آوردند و چه بسا که آن را پایان یافته می‌شمردند ولی افرادی مثل عمر بن ‌خطاب متوجه بودند که باوجود آن برنامه‌های اعلام شده از سوی پیامبر|، عمل‌شان همواره از لحاظ مشروعیت، مورد سئوال قرار خواهد گرفت، لذا با اعمال سیاست‌های خاصّی از بازگشت مردم به آن تفکر اصیل اسلامی جلوگیری می‌کردند و به همین علّت بود که تا حدود یک قرن و نیم روایتِ حدیث از پیغمبر| را ممنوع کردند و چون عمر می‌دانست پس از او اگر برای کنارزدن علی× چاره‌ای نیندیشد حتماً او روی کار خواهد آمد، نقشة تازه‌ای کشید

continue_text

for_you

related_books

more