pajoohaan.ir

جنبش مشروطیت ایران که در سال 1324 ه‍. ق / 1906م به پیروزی رسید، رویدادی مهم در تاریخ معاصر بود که در زمینه‌های سیاسی - اجتماعی تأثیری شگرف بر اندیشه و زندگی مردم ایران باقی گذاشت.
این رخداد بزرگ که با رهبری روحانیت در بستر اجتماعی - فرهنگی خود قرار گرفت، با طرح عدالتخانه آغاز شد و پس از اینکه مظفرالدین‌شاه قاجار در 14 جمادی‌الثانی 1324 قمری فرمان مشروطیت را امضا کرد، با حضور فراگیر اقشار مختلف مردم که خواستار نهادهای مدنی سیاسی جدید مانند مجلس شورا، انتخابات، آزادی، مساوات و بالاخره تشکیل نظام سیاسی جدیدی بودند، عمق و گستردگی خاصی یافت. قدر مسلم نقش اجتهادی روحانیت شیعه در پی‌ریزی نهضت و نظام مشروطه و مقابله با استبداد و استعمار امری انکارناشدنی است. اگرچه این نقش را در تهران که کانون مشروطیت‌خواهی است، با حضور بزرگانی چون آیت‌الله طباطبایی و آیت‌الله سید عبدالله بهبهانی پررنگ‌تر می‌بینیم، اما همراهی و همگامی روحانیت دیگر ولایات ایران هم سهم ارزنده‌ای در استقرار مشروطه داشته است.

در این میان بندر بوشهر در کرانه شمالی خلیج فارس، یکی از مراکز اصلی جنبش مشروطه‌خواهی ایران بود که نقش و جایگاه آن در این رویداد ملی مورد تحلیل و بررسی جدی قرار نگرفته است.
بی‌شک حرکت مشروطیت در جغرافیای رنگارنگ ایران می‌تواند دارای منطق متفاوتی باشد. جنبش مشروطیت درحقیقت جریانی بود که به‌سان رودخانه‌ای بزرگ حرکت‌های محلی را در خود جای داده و آن را به سرمنزل پیروزی رسانید. قدر مسلم در بافت‌شناسی این واقعه مهم باید به کالبدشکافی منطقه‌ای پرداخت. چنان‌که نگاه ملی به این واقعه می‌تواند در ساختار و پیکره جامعه کل منطق یک‌دستی را اعلام کند که در مطالعه محلی نتوان آن را مستندسازی نمود. در بوشهر، طیف‌های سه‌گانه روشنفکران، روحانیون و تجار وجود داشتند، اما در این شهر بندری حرکت دارای شاخصه‌ای ویژه بود که شاید نمونه آن را در جای دیگر نتوان یافت. از یک‌سو روحانیون روشن‌بین این سامان در تعاطی اندیشه با کانون‌های برون‌مرزی مانند عتبات و هند قرار داشتند و بسیاری از آنان برای امرار معاش به دادوستد مشغول بودند؛ بنابراین مؤلفه‌هایی که در تهران، تبریز و اصفهان به‌طور مجزا دیده می‌شود، در این شهر یک‌جا جمع بود. از طرفی دیگر موقعیت قشر روحانی جامعه بوشهر مانند بسیاری از شهرهای دیگر ایران از چند ویژگی برخوردار بود:
الف ) روحانیت پیوسته در میان مردم و با مردم و همراه آنها در خوشی‌ها و ناخوشی‌ها می‌زیسته، چنان‌که منازل آنها ملجائی برای حل مشکلات خرد و کلان مردم بود؛ بنابراین در دوران مشروطیت حس اعتماد عمومی در سطحی بود که اقشار مختلف می‌توانستند پیشروبودن آنها را در مسائل مختلف اجتماعی و سیاسی باور داشته باشند.

continue_text

for_you

related_books

more