pajoohaan.ir

برای ایران، سده نهم هجری قمری دوره‌ای پرتنش بود. پس از مرگ تیمور ( 807ق ) و تجزیه قلمرو وسیع وی، فرزندش شاهرخ موفق شد در شرق ایران حکومت قدرتمندی به پایتختی هرات تشکیل دهد که با وجود کاستی‌های ساختاری، یکصد سال دوام یافت. در همان دوره، غرب ایران نیز عرصه تحولات سیاسی دیگری بود که از ظهور سلسله‌های قراقویونلوها ( حک. 752ـ873ق ) و آق‌قویونلوها ( حک. 798ـ914ق ) ناشی می‌شد که تبار ترکمان داشتند.

حکمرانی همزمان تیموریان و سلسله‌های ترکمان در دو سوی ایران با تضاد منافع و رقابت ارضی ایشان همراه بود. درگیری‌های نظامی مکرر این سلسله‌ها با هم بر دامنه، عمق و تداوم تیرگی مناسبات آنها دلالت دارد. از سوی دیگر تنش و بی‌ثباتی ناشی از شرایط مذکور نمی‌توانست نتایج نامطلوب خود را افزون بر حکمرانان، برای توده‌های مردم به بار نیاورد. اینان افزون بر پرداخت هزینه‌های انسانی و مالی درگیری‌ها، ‌باید نتایج منفی این رقابت‌ها را در عرصه تولید و اقتصاد نیز متحمل می‌شدند؛ این در حالی بود که شرایط مذکور نمی‌توانست از پیامدهای اجتماعی فارغ باشد.
تحولات ایران در سده نهم هجری قمری از عرصه‌های سیاسی‌ـ‌ نظامی و اقتصادی‌ـ‌ اجتماعی فراتر رفته، گستره عقاید و آرای مذهبی را نیز در بر می‌گرفت. عصر مذکور با بروز نشانه‌های آمادگی ایرانیان برای تغییر فراگیر مذهب نیز همراه بود که فرایند آن از زمان سقوط خلافت عباسیان ـ‌ نماد مذهب رسمی سنت - شتاب بیشتری گرفته بود. چنین به نظر می‌رسد که در دوره مذکور در مذهب تسنن و نیز در آرای عامه‌پسند صوفیه و فتوت، تفاوت‌های عمده‌ای نسبت به ادوار قبل و درواقع نوعی همگرایی و نزدیکی میان عقاید مذکور و تشیع پدید آمده بود که نتایج آن، راه سیاست ترویج تشیع صفویان در سده دهم هجری را هموار کرد.

continue_text

for_you

related_books

more